تبليغاتX
آنه,شرلی با رویاهای سبز....























آنه,شرلی با رویاهای سبز....

سلام...

مرگ عزیزان خیلی خیلی خیلی غم انگیزه....

دایی کوچیکم(که میشه عمو وحیدم)۱۱ اردیبهشت فوت کرد....

اینجور موقعه های کلمات ناتوانند از گفتن غم....

ماه عسلم افتاد عقب...

 بعدا نوشت.سلام به معصومه چرکن چطوری؟؟به جون خودت منم موندم

که چرا اینقده همواتفاقی میبینیم کره تو خیلی ول میگردی گشتول

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 19:40 توسط پری| |

سلام به همه اونای که بهم سر زدن و میزنن

یه خبر خوش شاید ۱۵ اردیبهشت بریم ماه عسل

و دیگه نتونم بیام نت

پس فعلا بای تا بعد

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 13:56 توسط پری| |

سلام خوبین؟خوشین؟

سال ۹۱ به همه دوستای که همیشه بهم سر میزنن مبارک باشه

ایشالله سالی پر از خیر .برکت.سلامتی و شادی داشته باشین

امروز منو وحید جون اومدیم عید دیدنی خونه سارا اینا تا دو سه روز دیگم اینجایم یعنی ایلام...فردام قراره بریم بیرون همگی باهم بریم دشتو کوه خلاصه خوشه دیگه.....

بعدشم روز جمعه با خونه عمو رسول.عمو بهزاد قراره بریم کاشان و اصفهان از اون ورم میریم خونه رزیتا اینا (رزیتا میشه خواهر زاده وحید)....

 بای تا بعد

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:13 توسط پری| |

سلام

بالاخره ۱۱اسفند اومدو منو وحید مال هم شدیم

اره به خیر و خوشی عقدکردیم

 جای همگیتون خالی همه دوستای عزیز که همیشه لطف داشتن و بهم سر زدن مرسی ازتبریکای فراونتون

امروزم منو وحید باهم رفتیم رای دادیم

معصومه روز۵شنبه در آتلیه مایاک دیدمت ولی فک کنم تو منو نشناختی اخه من لباس عروس تنم بود

اینم بگم دوستای عزیز من دیگه شاید نتونم بیام نت  یعنی میام منتهی بعد چند ماه اونم با یه وب سایت جدید که آدرسشو حتما میدم به همگیتون

مرسی

بای

نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 17:50 توسط پری| |

سلاممممممممم

خوبین؟

خوشین؟

روز ۵شنبه منو وحیدو مریم رفتیم لباس عروس انتخاب کنم یه لباس قشنگی انتخاب کردم بیسته منتهی خیلی لختیه!!!وحید میگه باید ی تاپی ی چیزی زیرش بپوشم چون میخوایم بریم آتلیه عکس بندازیم جلو عکاسه زشته

آرایشگاه اسطورم نوبت گرفتم برا آرایش

چندتا خبر خوش دارم البته برا خودم هااااااااااااااا

اول اینکه سه روز دیگه مونده به عقدم

دوم اینکه وحید قراره بره سر کار یعنی قول صددرصد بهش دادن قراره بره تو اداره فنی حرفه ای کرمانشاهه

سوم اینکه دیگه به احتمال زیاد بعد عقدم نتونم این وبمو  آپ کنم

چهارم اینکه بعد عروسیم که خونمون رفت کرمانشاه میخوام یه وب خیلی خوشمل اونم به کمک وحید جون درست کنم که بعدا آدرسشو بهتون میدم

پنجم اینکه تو خرداد قراره عروسی بگیریم
bride and groom dancing animated gif
ماه عسلم میریم

ششم اینکه خیلیییی دوستتون دارم اونای که همیشه لطف داشتنو بهم سر زدن مرسی

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 21:44 توسط پری| |

سلام

یاد دوران بچگی بخیر کاش میشدیه بار دیگه

میرفتیم دوران بچگی عجب دوران بود

یادش بخیر بچه که بودم منو داداشم که سه سال از من بزرگتره یه مسواک شریکی داشتیم که شبها اونم فقط شبها هااااااا باهاش

مسواک میزدیم6514.gif     

یاد اون دوران بخیر بچه که بودیم مامانم منو دو تا داداشامو باهم سه تای میبرد حموم4843.gif    که زیر دوش حمومه سه تای باهم خوشی میکردیم6697.gif

یادش بخیر اون وقتا تو مدرسه دوران ابتدای هاااا وقتی نمره کم میگرفتم معلمه میگفت باید بابات پای برگه امتحانیه رو امضا کنه منم که خیلی شیطون بودم خودم امضاش میکردم که با امضای بابام مو نمیداد الان فکرشو میکنم عجب بلای بودم دومی نداشتم

ولی بالاخره بعد مدتی معلمه فهمید

معلمه هم  از اون وقت که فهمید بد نکرد اومده نمره بدهامو به پسر دایی که الان میشه نامزدم(وحید)میداد که بده به مامانم خلاصه دیگه توبه کردم جعل امضا نکنم

اینم بگم وحید خیلی زرنگ بود همیشه بهش حسود میکردم!!!!

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 12:34 توسط پری| |

سلام

دیروز غروب منو وحید جون رفتیم برا خرید

یه حلقه های خوشملی گرفتیم اینقده نازن

حلقه ای که گرفتیم به دست من گشاد

بود به دست وحیدم تنگ بود ولی آقاهه برامون درستش کرد

النگو و خیلی چیزای دیگم خریدیم

امروز ظهرم قرار شد بریم لباس عروس نگاه کنیم

که دیگه پشیمون شدیمو انداختیمش یه روز دیگه

روز شنبه هم قراره بریم کرمانشاه وحید کت شلوار بخره

 

 

بعدا نوشت.راستی اگه یه روز بفهمی تموم

زندگیت یه فیلم بوده

اسم فیلمو

چی میذاشتی؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 10:27 توسط پری| |

 

 بچه بودم آرزو داشتم یه چتر رنگی داشته

باشم که باهاش برم زیر بارون

نمیدونم چرا به زبون نیاوردمش که برام ی دونه

بخرن    ...نمیدونم!!!!

یادمه رفتم اول راهنمایی ی دونه چتر صورتی رنگ برام خریدن اینقده دوسش داشتم و دارم که نگو الانم هنوز دارمش که با هیچ چتری عوضش نمیکنم

 

 

بعدا نوشت.راستی شما بچه بودین چه آرزوهای داشتین؟؟؟

 

 

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 12:57 توسط پری| |

 سلااااااااااااااااااااااااام

خوبین؟

من که عالیم خوشحال خوشحالم

میدونین چرااااا؟       

چون ۱۱ اسفند قراره منو وحید   عقد کنیم

امروزم رفتیم آزمایش ژنتیک دادیم بجز یه سری آزمایشهای که دادیم هاااااااااااااا

آزمایش ژنتیک به این خاطر

چون منو وحید دختر عمه پسر داییم

فعلا بااااای تا بعد

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 16:36 توسط پری| |

سلام

من اگه ی زمانی خودم ماشین بخرم پشت ماشینم مینویسم

هرچند این نوشته ها واسه پشت کامیونه

ولی من مینویسم به کسی چه!!!!!!!!

 

نور پایین نشانه شعور بالاست!!؟

بوق نزن شاگردم خوابه!

کی به کیه منم بنزم!

رفاقت تعطیل هرچند که تو مرام من نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خداشانس بده چیست؟؟؟

عبارتیست که معمولا خانومها برای بیان حسادت خودت

نسبت به خانوم دیگر که به موقعیت خوبی دست یافته(معمولا شوهر)استفاده میشود!!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام معصومه چرکن ژنگن خوبی؟تو چرا اینقده بدی هاااااااااااااا

باور کن عقیدمون خیلی باهم صافه

اتفاقا تو اون پاساژه حدیث با ی آقای احوالپرسی کرد

بعد ازش پرسیدم کیه گفت داداش آقای نیازیه

پس بگو بابای تو چرکن بوده

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 12:25 توسط پری| |


آخرين مطالب
» ....!!
»
» 91
»
»
»
»
»
» بادا باداااااااااااا مباررک بادا
» میخوام بنویسم

Design By : behnam.com