مرگ عزیزان خیلی خیلی خیلی غم انگیزه.... دایی کوچیکم(که میشه عمو وحیدم)۱۱ اردیبهشت فوت کرد.... اینجور موقعه های کلمات ناتوانند از گفتن غم.... ماه عسلم افتاد عقب... بعدا نوشت.سلام به معصومه چرکن چطوری؟؟به جون خودت منم موندم که چرا اینقده همواتفاقی میبینیم کره تو خیلی ول میگردی گشتول یه خبر خوش شاید ۱۵ اردیبهشت بریم ماه عسل و دیگه نتونم بیام نت پس فعلا بای تا بعد سال ۹۱ به همه دوستای که همیشه بهم سر میزنن مبارک باشه ایشالله سالی پر از خیر .برکت.سلامتی و شادی داشته باشین امروز منو وحید جون اومدیم عید دیدنی خونه سارا اینا تا دو سه روز دیگم اینجایم یعنی ایلام... بعدشم روز جمعه با خونه عمو رسول.عمو بهزاد قراره بریم کاشان و اصفهان از اون ورم میریم خونه رزیتا اینا (رزیتا میشه خواهر زاده وحید).... بای تا بعد بالاخره ۱۱اسفند اومدو منو وحید مال هم شدیم اره به خیر و خوشی عقدکردیم جای همگیتون خالی همه دوستای عزیز که همیشه لطف داشتن و بهم سر زدن مرسی ازتبریکای فراونتون امروزم منو وحید باهم رفتیم رای دادیم معصومه روز۵شنبه در آتلیه مایاک دیدمت ولی فک کنم تو منو نشناختی اخه من لباس عروس تنم بود اینم بگم دوستای عزیز من دیگه شاید نتونم بیام نت یعنی میام منتهی بعد چند ماه اونم با یه وب سایت جدید که آدرسشو حتما میدم به همگیتون مرسی بای خوبین؟ خوشین؟ روز ۵شنبه منو وحیدو مریم رفتیم لباس عروس انتخاب کنم یه لباس قشنگی انتخاب کردم بیسته منتهی خیلی لختیه آرایشگاه اسطورم نوبت گرفتم برا آرایش چندتا خبر خوش دارم البته برا خودم هااااااااااااااا اول اینکه سه روز دیگه مونده به عقدم دوم اینکه وحید قراره بره سر کار یعنی قول صددرصد بهش دادن قراره بره تو اداره فنی حرفه ای کرمانشاهه سوم اینکه دیگه به احتمال زیاد بعد عقدم نتونم این وبمو آپ کنم چهارم اینکه بعد عروسیم که خونمون رفت کرمانشاه میخوام یه وب خیلی خوشمل اونم به کمک وحید جون درست کنم که بعدا آدرسشو بهتون میدم پنجم اینکه تو خرداد قراره عروسی بگیریم
ششم اینکه خیلیییی دوستتون دارم اونای که همیشه لطف داشتنو بهم سر زدن مرسی یاد دوران بچگی بخیر کاش میشدیه بار دیگه میرفتیم دوران بچگی عجب دوران بود یادش بخیر بچه که بودم منو داداشم که سه سال از من بزرگتره یه مسواک شریکی داشتیم که شبها اونم فقط شبها هااااااا باهاش مسواک میزدیم یاد اون دوران بخیر بچه که بودیم مامانم منو دو تا داداشامو باهم سه تای میبرد حموم یادش بخیر اون وقتا تو مدرسه دوران ابتدای هاااا وقتی نمره کم میگرفتم معلمه میگفت باید بابات پای برگه امتحانیه رو امضا کنه منم که خیلی شیطون بودم خودم امضاش میکردم که با امضای بابام مو نمیداد الان فکرشو میکنم عجب بلای بودم دومی نداشتم ولی بالاخره بعد مدتی معلمه فهمید معلمه هم از اون وقت که فهمید اینم بگم وحید خیلی زرنگ بود همیشه بهش حسود میکردم!!!! دیروز غروب منو وحید جون رفتیم برا خرید یه حلقه های خوشملی گرفتیم اینقده نازن حلقه ای که گرفتیم به دست من گشاد بود به دست وحیدم تنگ بود ولی آقاهه برامون درستش کرد النگو و خیلی چیزای دیگم خریدیم امروز ظهرم قرار شد بریم لباس عروس نگاه کنیم که دیگه پشیمون شدیمو انداختیمش یه روز دیگه روز شنبه هم قراره بریم کرمانشاه وحید کت شلوار بخره بعدا نوشت.راستی اگه یه روز بفهمی تموم زندگیت یه فیلم بوده اسم فیلمو چی میذاشتی؟؟؟ بچه بودم باشم که باهاش برم زیر بارون نمیدونم چرا به زبون نیاوردمش که برام ی دونه بخرن یادمه رفتم اول راهنمایی ی دونه چتر صورتی رنگ برام خریدن اینقده دوسش داشتم و دارم که نگو الانم هنوز دارمش که با هیچ چتری عوضش نمیکنم بعدا نوشت.راستی شما بچه بودین چه آرزوهای داشتین؟؟؟ خوبین؟ من که عالیم خوشحال خوشحالم میدونین چرااااا؟ چون ۱۱ اسفند قراره منو وحید امروزم رفتیم آزمایش ژنتیک دادیم بجز یه سری آزمایشهای که دادیم هاااااااااااااا آزمایش ژنتیک به این خاطر چون منو وحید دختر عمه پسر داییم فعلا بااااای تا بعد من اگه ی زمانی خودم ماشین بخرم پشت ماشینم مینویسم هرچند این نوشته ها واسه پشت کامیونه ولی من مینویسم به کسی چه!!!!!!!! نور پایین نشانه شعور بالاست!!؟ بوق نزن شاگردم خوابه! کی به کیه منم بنزم! رفاقت تعطیل هرچند که تو مرام من نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خداشانس بده چیست؟؟؟ عبارتیست که معمولا خانومها برای بیان حسادت خودت نسبت به خانوم دیگر که به موقعیت خوبی دست یافته(معمولا شوهر)استفاده میشود!!!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام معصومه چرکن ژنگن خوبی؟تو چرا اینقده بدی هاااااااااااااا باور کن عقیدمون خیلی باهم صافه اتفاقا تو اون پاساژه حدیث با ی آقای احوالپرسی کرد بعد ازش پرسیدم کیه گفت داداش آقای نیازیه پس بگو بابای تو چرکن بوده ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فردام قراره بریم بیرون همگی باهم بریم دشتو کوه خلاصه خوشه دیگه.....
!!!وحید میگه باید ی تاپی ی چیزی زیرش بپوشم چون میخوایم بریم آتلیه عکس بندازیم جلو عکاسه زشته
ماه عسلم میریم

![]()
که زیر دوش حمومه سه تای باهم خوشی میکردیم
![]()
بد نکرد اومده نمره بدهامو به پسر دایی که الان میشه نامزدم(وحید)میداد که بده به مامانم خلاصه دیگه توبه کردم جعل امضا نکنم
![]()
آرزو داشتم یه چتر رنگی داشته
...نمیدونم!!!!
![]()
عقد کنیم ![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : behnam.com |


